برای چه آمده ای ؟
زندگي چيست؟
زندگي يعني تنفس براي تبسم يك احساس يعني مقصد يعني هدف يعني كاشتن نهالي
و پرورش دادنش تا لحظه مرگ زندگي يعني مسيري براي رسيدن به عشق به تجلي گاه
و مأمن انسانيت و ميتوانم به گونه اي ديگر تعبير كنم زندگي يعني تسخير خدا
تصور كنيد در مسير كوهي راه ميرويد عرق ميكنيد خسته مي شويد ان هنگام كه به بالاي كوه ميرسيد
منظره اي زيبا در قاب چشمانتان هك شده است ارام ميشويد و اين يعني زندگي
زندگي يعني ادراك هوا بوييدن اقاقيا عشق ورزيدن بي ادعا رسيدن به خدا
اما نمي دانم چرا مردم نمي دانند كه زندگي خوردن و خوابيدن نيست
زندگي اب گل الود نيست افتاب كم نور نيست
ما چرا اينجاييم؟
اي دوست من و تو براي رسيدن به حقيقت اينجا امده ايم براي انسان بودن براي درك كردن
براي دادن امتحان هاي بزرگ الهي براي كشف كردن واژه عشق و دوست داشتن
سخن خداييم را خوب به ياد دارم همان كه ميگويد من شما را بي هوده و عبس نيافريده ام
اري او تحقق سخن خود را بر ما اثبات كرده است
تو امده اي تا مرهمي باشي براي دل انسانها تو مسئولي در برابر خودت در برابر انسانها
و در برابر كودك لباس پاره اي كه در مقابل در خانه يتان عبور ميكند
تو امده اي تا همچون پيامبران هدايت كني و بت شكن باشي تو براي اثبات خدا امده اي
تو براي مستي كردن هنگام تسبيح امده اي براي ديدار خدا براي فهميدن ماه براي كشف ژرفاي
شقايق امده اي
خداوند انسان را براي خوردن و خوابيدن نيافريده است او انسان را براي كشف واژه هاي ناب
خلق كرده است به مثال انسانيت،عشق،دوست داشتن،محبت،اخلاص،دين،تقوا اري تو براي
رسيدن به اين واژه ها خلق شده اي تو انساني و بايد به ياد داشته باشي نگيني بر انگشتر دنيا

من دختر ترکمن هستم ومی خواهم صدایم به گوش فلک برسد وحتی گوش فلک را کر کند.صدایی که قرن ها خاموش ماند.